غزل تنهایی

اشعار شاعری بی تخلص

غزل تنهایی

اشعار شاعری بی تخلص

مشخصات بلاگ

من سیامک هستم. خودم رو شاعر نمیدونم. ولی هر از گاهی چیزهایی مینویسم و دوست دارم نظر شاعران و شعردوستان رو در مورد نوشته‌هام بدونم. خوشحال میشم منو از نظرات مفیدتون آگاه کنید.

بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

شعری دگر

سه شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۲، ۰۴:۰۴ ب.ظ

آن یار سفر کرده‌ی ما از سفر آمد

خوش باش که دیگر همه دردت به سر آمد

آن تلخی دوران بلا رفت ز کامم

شیرینی ایام به کامم شکر آمد

در ظلمت شب بی کس و تنها چو نشستم

آن یار سفر کرده چو خورشید بر آمد

آن نور رخش بر دل تاریک چو تابید

ظلمت ز دلم رفت و به جایش سحر آمد

جامی ز بلا بود به دستم چو بیامد

آن جام بلا رفت و به دستم گوهر آمد

آسوده و بی نام سرودم همه شعرت

از لطف دلت بود که شعری دگر آمد

آذر ماه 92


  حدود دو سالی میشد که شعر نمی‌گفتم. اونقدر دچار روزمرگی شده بودم که طبع شعرم نم کشیده بود. زندگی این روزها اونقدر فشرده و سخت شده که خیلی‌ها فرصت شعر خوندن هم ندارن چه برسه به شعر گفتن. با این حال تصمیم گرفتم وبلاگی رو تاسیس کنم که تو اون به انتشار شعرهای سالهای گذشته بپردازم. شعری‌هایی که در طول 10 سال  گذشته نوشته بودم. دفتری داشتم که شعرهام رو تو اون یادداشت کرده بودم. از روی اون دفتر شعرها رو تایپ می‌کردم و تو وبلاگ قرار میدادم. وقتی که هنوز تعداد کمی از شعرهام رو تو وبلاگ انشار داده بودم، نظرات بسیار خوبی برام ارسال میشد. به کارم ادامه دادم و کم کم بیشتر شعرهام رو تو وبلاگ قرار دادم. نظرات خوانندگان بسیار امید بخش بود و به من روحیه می‌داد. تا اینکه بار دگر لطف حق شامل من شد و این شعر رو سرودم.
  خوشحال میشم نظرات خوانندگان عزیزم رو در مورد این شعر بخونم. منتظر نظرات زیبای و پرارزش شما هستم.


نظرات  (۵۱)

  • محمدباقر
  • سلام زیباست
    راستی ششمین مصرع یکم ایراد وزنی داره اما کلا زیباست
    زبان شعرتم امروزی کنی زیباتر میشه
    پاسخ:
    سلام ... وزن شعر  مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فعلن می‌باشد.
    کاش بیشتر توضیح می‌دادید که ایراد وزنی کجاست و به چه علت. اگه منظورتون بیت ششم مصرع اول باشه که من دوباره نگاه کردم و هیچ اشکالی نداره.

    سلام


    ببین عزیزم ..این مصرع معنی رو می رسونه اما تلفظ بیت سخت هست .یعنی خواننده نمی تونه با یکبار خوندن ازش رد بشه ..

    آن نور رخش بر دل تاریک چو تابی


    نور رخش یعنی چی اصلا ..حالا به فرض معنی نور افشان رو بده اما نور اخرش ساکن است درسته و به   ر  ختم شده  درسته ؟ رخش هم اولش حرف  ر   است  است  یکم تلفط رو سخت کرده .مثلا می تونی بگی ان نور فشان چون بر....



    ایراد دوم مصرع دوم از بیت اول خیلی طولانی شده..

    می تونی بگی :

    خوش باش که دردت به سر امد یا 

    خوش باش همه دردت به سر امد 

    اولی باز قشنگ تره


    ولی کلا با شعرت هال کردم خیلی قشنگ بود

    پاسخ:
    سلام. واقعا خوشحالم که دوستان نظرات با ارزش خودشون رو در مورد شعرهام بیان میکنن.
    در مورد ایراد اول باید بگم که فکر نمی‌کنم این مصرع تلفظ مشکلی داشته باشه. معنی درستی هم داره. احتمالا متوجه معنی نشدید وگرنه خیلی ساده است. نور رخ واژه‌ای است که در شعرهای دیگه‌ام هم میتونید ببینید.

    در مورد ایراد دومتون هم باید بگم که اصلا اینطور نیست. شاید به ظاهر این مصرع در نوشتار بلندتر از مصرع اول به نظر بیاد ولی بلندی و کوتاهی مصرع رو وزن شعر مشخص میکنه و وزن این مصرع دقیقا منطبق بر وزن اصلی شعر هست. پیشنهادهایی که شما دادید با وزن شعر سازگار نیستند.

    ممنون از نظر شما. 
    بازم به ما سر بزنید.
    پیروز و نویسا باشد.
    جالب بود.
    پاسخ:
    ممنون دست عزیز.
  • علی کارگر
  •   بسیار عالی
    سلام وبلاک شماهم زیباست امیدوارم موفق و سربلند باشید
    پاسخ:
    ممنون از لطف شما.
    شما هم موفق و پاینده باشید.
    سلام دوست من 
    امیدوارم خوب باشی و زندگی به کامت باشه.
    مرسی از اینکه بهم سر زدی 
    و بازم مرسی از اینکه در مورد عادت و سیگار و ... ! 
    والا من حس میکنم خیلی کوچکتر از اونم که بخوام در مورد اشعار شما نظر بدم.
    و مهمتر اینکه من اطلاعات زیاد در مورد شعر کلاسیک که گویا مورد علاقه شماست ندارم :) 
    پس فقط از خوندنشون لذت میبرم .
    شاد باشی تا همیشه 
    فعلا...!
    پاسخ:
    سلام. ممنون از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید.
    امیدوارم از توصیه‌ام ناراحت نشده باشی.
    خوشحالم که از خوندن نوشته‌هام لذت بردید.
    بازم به اینجا سر بزنید. خوشحال میشم.
    سلام دوست عزیز
    از لطف شما ممنونم
    کمی از نوشته هایتان را خواندم درای احساس خوبی هستید می توانید بهتر ا زاین هم بسرایید .برای سرودن اشعار ایینی باید به تاریخ اسلام نیز اشنایی داشته باشید
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام. ممنون آقای هوشمند.
    بازم به ما سر بزنید.
    سلام .
    شعر خیلی زیبایی هست و من از خوندنش لذت بردم.
    اولش که خوندم منو یاد یکی از شعرعای حافظ انداخت.
    (راستی می خواستی در مورد هر شعر چند نکته در پایین شعر بگذاری )
    من فقط یک نکته کوچک در مورد مصرع 
    شیرینی ایام به کامم شکر آمد . 
    دارم اونم اینه که اگه کلمه شیرینی رو با یک کلمه دیگه تغییر بدی بهتره .
    دلیل : (شیرینی ایام) خودش جالبه و خوبه و تشبیه اون به (شکر ) که اونم خوبه زیاد به چشم نمیاد. مثلا تلخی ایام خوب بود که در مصرع قبل گفتی و تکراری میشه . 
     موفق باشی

    پاسخ:
    سلام دوست عزیز.
    خوشحالم که از شعر خوشتون اومده.
     نگفتید یاد کدوم شعر حافظ افتادین. هر چند احتمال میدم یاد شعر زیبای و معروف حافظ که میگه "بگذرد این روزگار تلختر از زهر، بار دگر روزگار چون شکر آید" افتاده باشید.
    انتقادی که کردید کاملا درسته. تکراری میشه. ولی راستش نتونستم کلمه مناسبی به جاش پیدا کنم. تا جایی که در توانم بود سعی کردم از تکرار جلوگیری کنم. مثلا اولش مصرع قبلبی ینطوری بود "آن تلخی ایام بلا رفت زکامم"  ولی برای جلوگیری از تکرار کلمه ایام رو با دوران جایگذاری کردمو
  • فال حافظ
  • درود
    شعر زیبایی است
    موفق باشید
    پاسخ:
    ممنون از لطف شما.
    پیروز و شادکام باشید.
  • ناصر بقالی
  • سلام
    اشعار شمام زیباست
    [گل]
    زیک مشرق نمایان شد دوخورشید جهان آرا

    که رخت نورپوشاندند برتن آسمان هارا

    یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا

    یکی بیانگر مکتب یکی آرنده مذهب

    یکی نور نبوت را به دل ها تافت تامحشر

    یکی نور ولایت را زنو کرد ازدمش احیا

    عیدتون مبارک[گل]
    پاسخ:
    ممنون. عید شما هم مبارک.
    شعر زیبایی بود.
    سلام دعوتید
    سلام خواندمتان
    به کلبه ی شعرهای من دعوتید
  • shkساناز امامی
  • شعرهای جدیدتون خیلی عالیه خوشحال میشم یه سری به وبلاگ من بزنید ونظرتون رو بگید

    با تشکر

    پاسخ:
    ممنون از لطف شما.
    چشم حتما یه سر میزنم.
    موفق باشید.
  • گل بارون زده
  • مثله همیشه زیبا و دلنشین.
    آپم ، خوشحال میشم سری به وب بنده  بزنید
  • آسمان سوخته
  • درودتان
    آمدم وخواندمتان...
    طبعتان همیشه سرشار باد
    پاسخ:
    سرفراز باشید.

    درود سیامک گرامی

     

    خرسندم که طبعِ شعر و شاعری شما جانِ دوباره ای گرفت! چه خوش هم سروده اید. لذت بردم! درود بر شما ..

    شاعرتر از همیشه ..

     

    پاینده باشید.

    پاسخ:
    سلام. ممنون. با امیدی که شما دوستان به من بخشیدید دوباره شروع به شعر گفتن کردم. موفق باشید.
  • سهیل ساسان
  • سلام...
    راستش من مث بقیه دوس ندارم ایراد بگیرم.به نظرم وقتی ایراد میگیریم در حقیقت داریم ضعفای خودمونو با ایراد گرفتن از دنیای دیگران میپوشونیم.چون میدونم شعر و نوشتن یه تکامله که به مرور به اوج خودش میرسه و واسه همین ترجیح میدم اون چیزهایی که به دلم میشینه بگم.اولا که این پختگی به مرور کاملا س میشه با توجه به تاریخ نوشته هات عرض میکنم که روون تر و دلنشین تر میشه به مرور.از طرفی براتون آرزوی خوشبختی میکنم که کنار همسرت بهترین حسا رو تجربه کنی.من حس خوبی دارم تو وبت.از احساست و دنیات چون میدونم و میفهم که لابلاشون چی میگی.و وقتی که دیدم ای نوشته ها مخاطب خاص داره لذت بیشتری هم بردم.مطمئنم که برای پیشرفت و روونی طبعت همیشه در تلاشی و این همون راز موفقیته.منم کلی آرزوی قشنگ برات دارم...

    زن یعنی همه چیز...[گل]
    پاسخ:
    سلام جناب ساسان.
    البته انتقاد سازنده هیچ اشکالی نداره، به شرطی که واقعا سازنده باشه و نه ویران کننده. همونطور که فرمودید شعر گفتن یه روند تدریجی و رو به کمال هست. از نظر لطف شما ممنونم. سعی میکنم هر شعری که میگم بهتر از شعرهای قبلیم باشه. 
    ممنون از حضور گرمتون. بازم منتظرتون هستم.
    سلام.
    ببین شعرات خیلی باحالن اما:
    اگه میخای شعرات رو جایی ثبت کنی خیلی خوبه که به طور سنجیده نکته گیری و عیب یابی بشه.
    ولی اگر قصدت اینه که آرامش دل پیدا کنی ، به نظر من نیازی به اصلاح اونا نداری خلاصه تر ، قانون شعر تو این میشه:
    شعر رو واسه دلم میگم
    نه واسه وزن و قافیه اش.

    موفق باشی.خوشحال میشم اگه اسمت رو بین نظرات وبم ببینم.بازم بیا پیش ما.
    پاسخ:
    سلام. به نکته‌ی مهمی اشاره فرمودید. من برای دل خودم شعر میگم و همونطور که گفتم خودم رو شاعر نمیدونم. با این حال دوست دارم شعرهام بی عیب و نقص باشن و نهایت سعی خودم رو برای این موضوع انجام میدم.

    ممنون از لطف شما. حتما میام و تو وبلاگتون نظر میذارم. باز هم منتظر حضور گرم شما هستم.
    موفق و پیروز باشید.
    زیبا بود 
  • بهزاد پیروزیان(بی نشان)
  • همیشه درود
    نمی دانم !...
    جنس سیگارم خوب نیست 
    یا جنس خاطراتم
    فقط می سوزد 
    دلم !...
    برقرارباشید 
    سلام ممنونم از دیدارت چه اینجا وچه اونجا . دنیای مجازی بی حد وحصری است همین که یادم کردی سپاس ودرود. اما شعر . گفتن وسرودن یک خط شعر گذاشتن دیرکی زیر بنای در حال ریزش ادبیات ماست . کار هر کسی هم نیست . هر سروده وهر قطعه ،هر وزن وهر قالبی ،هر سبک وهر نوعی. اشعارت زیباست خصوصا سبک سرایش که بدلیل سختی ، گرایش کمتری دارد . فقط یک حرف و آن  اینکه بعد از سرودن شعر آن را مقابل خود بگذار وسعی کن کلمه یا جملاتی از آن را جابجا ویا جایگزین کنی تا جایی که شعرت با این تغییرات زیباتر از قبل جلوه گر شده . این در سرایش بعد بسیار تاثیر دارد . گاهی میتوانی آن را برای ویرایش ونقد در طبق اخلاص بگذاری . مهم نیست که چه بر سر شعرت می آورند . ماحصلش یک دوره کامل رشد و تکامل است. شعر هم سر جایش باقی .اگر از نقد بیزار شوی تکامل ادبی غیر ممکن ویا دیر حاصل میشود . موفق و گویا باشی.تا تو چه بخواهی .
    افتاده
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز.
    شعر هم مثل هر اثر هنری دیگه‌ای نیاز به تمیزکاری و ویرایش داره. حالا این ویرایش میتونه توسط خود آدم انجام بگیره و یا توسط یه فرد خبره‌ی دیگه. به هر حال ویرایش شعر باعث بهتر شدن و روانتر شدن اون میتونه باشه. ولی به شرطی که به اصل شعر و معنی و مفهومی که میخواد منتقل کنه آسیبی هر چند جزئی وارد نکنه. سعی میکنم به توصیه شما عمل کنم و بعد از سرودن شعر با چکش‌کاری اون رو بهتر و زیباتر کنم.
    پاینده و نویسا باشید.
    خیلی هم زیبا 

    سلام .پس نخوندین شعرامو؟ نظر در نکردین اخه؟جدیدا رباعی گفتم در حد بوندس لیگا.

    کودوچشمی که تورابیندوشیدانشود

    بی پناهم صنم ارعشق تومأوا نشود

    یوسفم دل هوس عشق توراداردوبس

    هرکه یوسف طلبدهمچو  زلیخانشود

    پاسخ:
    سلام.شعرهاتون رو خوندم. مثل همیشه زیبا بود.
  • سید محمدرضا شمس (ساقى)
  • سلام دوست عزیز

    بسیار خوب و بی آلایش می سرایی. قصد نکته گیری ندارم فقط واژه ی (گوهر) بنا به ضرورت وزن، می باید بصورت مخفف (گهر) نوشته شود...

    ( آن جام بلا رفت و به دستم گهر آمد)

    خوش باش که دیگر همه دردت به سر آمد


    مصزاع فوق هم به نظرم اینطور بد نباشد...

    (خوش باش که درد و غم هجران به سر آمد)

    ضمنابا قصیده گونه ی (شب دیجور) بروزم.
    پاسخ:
    سلام. ممنون از اینکه نظر دادید. از اینکه شاعران خوبی مثل شما خواننده‌ی وبلاگم هستند خیلی خیلی خرسندم.

    نکته‌آی که فرمودید کاملا درسته و به ضرورت وزن گوهر باید گهر تلفظ بشه. به نظرم خوانندگان خودشون متوجه این نکته هستند و به این شکل تلفظ میکنند. نیازی نمی‌بینم که املای کلمه تغییری کنه. از حسن توجه شما متشکرم.

    مصرع جایگزینی که فرمودید بسیار زیبا بود و با وزن شعر هماهنگ بود. ولی مزیت خاصی در جایگزینی آن ندیدم. به علاوه از نظر معنی با مصرع اصلی فرق دارد. در مصرع اصلی شاعر میخواد بگه با آمدن محبوب، همه‌ی دردهایش به سر آمده، ولی در مصرع جایگزین تنها غم هجران است که به پایان رسیده است.

    زنده و پاینده باشید.
    سلام اقا سیامک چرا سر نمیزنید؟
    پاسخ:
    سلام. وقت نکردم تازگی‌ها به وبلاگتون سر بزنم. حتما میام.
  • آبتین فراهیم زاد
  • سلام
    این شعر رو خوندم و خوب بود
    البته در مورد شعر کلاسیک بعنوان یک مخاطب عام نظر میدم
    در بکار بردن واژه ی آن و این زیاده روی کردی،وزن هم خوب بود
    موفق تر باشی دوست من
    پاسخ:
    سلام. ممنون از راهنمایی‌هاتون. حتما مورد توجه قرار می‌دم. سعی می‌کنم زین پس کمتر از واژه‌های این و آن استفاده کنم.
    بازم به اینجا سر بزنید. اگه شعر طنز گفتم حتما خبرتون میکنم.
    پیروز باشید.

    سلام عزیز

    ممنون که سر زدی و نظر دادی

    کم و بیش خواندم شعراتو خوب بود  لذت بردم

    وبلاگی که فرمودی شعرا رو توش دیدی اگه آدرسشو بدی ممنون میشم

    برقرار باشید و سلامت

    پاسخ:
    سلام. ممنون از اینکه سرزدی. 
    خوشحالم از شعرهام خوشتون اومده. اینکه شاعر توانایی مثل شما شعرهام رو تائید می‌کنه، منو به شعر سرودن ترغیب می‌کنه و به آینده امیدوار می‌شم.

    آدرس جایی که شعرهای زیبای شما رو خوندم به خاطر ندارم. و به طور اتفاقی شعرها رو جایی خوندم. البته به نظر من زیاد هم سخت نگیرید. اینکه افراد بیشتری از شعرهای شما لذت ببرن که خیلی خوبه...
    سلام دوست عزیز . فروتنی را کنار بگذار تو شاعر خوش ذوقی هستی . هرکس شعر بگوید شاعر است منتها درجات دارد هرکس درجای خود عزیز. شعرت : وزن روان و طبیعی است . وزن های خوش لحن که خوب جواب داده اند  .شعرت به روال طبیعی کلام نزدیک است .(در آن پس وپیش کم است).اما برای شاعر شاخص شدن این ها کافی نیست .باید در "معنا" ، "صور خیال "و ساختار زبان ،نو آوری و کشف تازه داشته باشی . (کتاب "موسیقی شعر" بخش "رستاخیز کلمات " رابخوان)یا حرفت جدید باشد یاشیوه بیان مثال : 1-ای سیب سرخ رقصان درجشن جویباران ای اشک پاک ژاله در چشم لاله زاران .2-کفتری که دانه دادم در کفم کفتار!شد .3. نان را از هر طرف بخوانی نان است .4. لب هایشان مانند هسته شفتالو وحشی وپرترک بود . فاضل نظری برای همین نواوری ها معروف است مخصوصا کتاب امپراطور .برای شعر هایت جدا نظر می دهم

    پاسخ:
    سلام. از این همه لطف و محبتی که دارید صادقانه ممنونم. اینکه شاعر توانا و خوش ذوقی مثل شما در مورد اشعارم نظر میده منو بسیار خوشحال میکنه. سعی می‌کنم هر شعری که میگم بهتر از شعرهای پیشینم باشه. حرفهاتون برام بسیار با ارزش هستند. حتما سعی می‌کنم اونها رو در شعرهام مورد توجه قرار بدم. در اینترنت به دنبال کتابی که فرمودید می‌گردم. ولی هنوز نتونستم نسخه ‌‌الکترونیکی این کتاب رو پیدا کنم. و حتما پیدا میشه.
    ممنون از حضور گرم شما. هر از گاهی به اینجا سر بزنید. خوشحال میشم.
  • خاله خانباجی
  • سلام و سپاس

    سلام

    ممنون سیامک عزیز

    بله دیدم سایتی رو که آدرس دادین

    طبیعتا اگه کسی از شعرم لذت ببره من از لذت بردنش بیشتر لذت میبرم

    اما بدون اشاره به نام و یا حداقل آدرس وب اشخاص ،استفاده کردن از اثرشون زیاد جالب نیست و اگر جامعه ادبی رعایت نکنن از دیگران چه انتظار...

    پاینده باشی پیروز

    پاسخ:
    سلام.
    بله همون طور که میفرمائید استفاده از اشعار و نوشته‌های دیگران بدون اجازه صاحب اصلی اثر کار بسیار ناپسند و دور از اخلاق حرفه‌ای می‌باشد.

    سلام اقا سیامک والا تشریف نمیارید که.من  همیشه منتظرنظرات شمام
    پاسخ:
    سلام. من تند تند تشریف میارم...ولی بعضا فرصت نمیشه نظر بذارم. سعی میکنم زین پس حتما وقتی اومدم نظر بذارم.
    موفق باشید.
    سالاملار گوزل دیلداش گوزل وبیزدن فایدالاندیم
    پاسخ:
    سلام. ساغولون.
  • غلامعلی آسترکی
  • سلام بر شما
    وبلاگت پر از مطالب زیباست واشعار روانی داری  وحیف است که چنین شاعری دچار خاموشی طبع شعر بشود 
    باز هم درود  بر شما  بسیار عالیست
    پاسخ:
    سلام. ممنون دوست عزیز. متاسفانه روزمرگی و تلاش شبانه روزی برای کسب روزی فرصتی رو برای سرودن و مطالعه برای آدم باقی نمی‌گذاره. ولی از وقتی این وبلاگ رو گذاشتم، نظرات مثبت دوستانی مثل شما منو به ادامه راه ترغیب میکنه و باعث شده دوباره طبعم شکفته بشه.
    با درود فراوان.
  • ایمان کریمی
  • سلام
    چن تا از اشعارتونو خوندم
    موفق باشید انشاالله
    بنده هم به روزم با یه غزل آزاد ، اجتماعی
    پاسخ:
    سلام. ممنون که به ما سر زدید.
    شعر قشنگی بود. ممنون از اینکه خبر کردید.
  • سعیده ثابتی رضویان
  • سلام. ممنون از دعوت و پیامتون. شعر روانی بود هر قدر می توانید شعر معاصر مطالعه کنید تا دایره ی واژگانی وسیع تری رو کشف کنید. 
    پاسخ:
    سلام. ممنون که به ما سر زدید.
    سلام اقا سیامک  اپم
    سلام برادرم
    سروده قشنگی بود . و قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال .
    حرفاتون رو تصدیق می کنم . مدتی هست من هم بی واژه موندم. دوست داشتم دوباره بنویسم . مدتی هست که که من هم هر از چندی اشعاری رو که قبلن سرودم رو در وبلاگ قرار می دم . البته من به اندازه شما بازدید کننده ندارم . و این دلسرد کننده هست . قبلن هم اشعارتون رو مطالعه کرده بودم . امیدوارم پیش از پیش شاعر باشید .
    یه روز یادمه به خودم گفتم :
    چشمان تازه بیاور نگاه کن
    دفتر ببندو کمتر سیاه کن
    فانوش شعرتان تابان
    منتظرتون هستم
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز.
    ممنون از اینکه نظر دادید. واقعا در دنیای پر مشغله و ماشینی امروز، شعر سرودن کار کمی نیست. دنیای امروز با دنیای قرون گذشته که بهترین شاعران تاریخ در اون دوره بودن، تفاوت زیادی داره و به نظر من شعر گفتن در دنیای امروز کاری بس دشوار هست. ولی ناامید نشید. باز هم میشه شعر سرود.طبع شاعری چیزی نیست که به مرور زمان از بین بره یا کمرنگ بشه. حتما باز هم میتونید شعر بگید. خودتون رو محدود نکنید. شعر بگید نه برای کسی، برای دل خودتون.
    بسیار زیبا سروده اید. اگرچه سرودن شعر بایستی در قالب وزن و قافیه و... قرار گیرد ولی در واقع شعر حاصل تخیل و احساس است که وقتی در مسیر اندیشه می افتد، شکل میگیرد. قاعده و الگو خیلی به حساب نمی آید، مهم اینست که درک و فهم با عاطفه و حس شاعر در عالم پندار به خوبی درهم آمیزد.
    پاسخ:
    ممنون از لطف شما. افتخار دادید.
  • حمید محمدی
  • سلام،من شعر نمیگم اما ترانه چرا،ترانه میگم،شعرت خیلی خوب بود،و به نظرم خوب نبود بلکه عالی بود،داداش من اگه زبان شعرتو آمیانه کنی و ترانه بگی خیلی خوبه ها،چون دیگه الان ترانه عام پسند شده و ترانه زود با مخاطب ارتباط برقرار میکنه،البته اگه ترانه نگی خیلی خوبه،چون اگه ترانه سرایی کنی میزنی رو دست ما

    پاسخ:
    سلام. البته من ترانه و شعر رو از هم جدا نمیدونم. ترانه هم شاخه‌ای از شعر هست. شاخه‌ای که به زبان روزمره مردم هست. من ترانه هم گفتم. البته تو این سایت قرارشون ندادم. شعرهایی که تو این وبلاگم هست، همونطور که از اسم وبلاگ پیداست، همه غزلهای من هستند. شعر طنز دارم، شعر سیاسی دارم، ترانه دارم و شعرهای دیگه که تو این وبلاگ قرارشون ندادم. البته هر چی هم بگم به پای شما نمیرسه.
    پیروز باشید.
    سعی کن همیشه بنویسی و بنویسی من یه بیست سالی نوشتن رو کنار گذاشتم وبرای خودم متاسفم
  • سنا خداآفرین
  • سلام
    با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد.برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت
    روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز.
    پیروز باشید.
  • قربانیان کربلا
  • سلام دوست عزیز سیامک آقا شعرت زیبا است. انشالله بتوانی بازم شعر بگی.

    خوشحال میشم بار دیگه در قربانیان کربلا میزبانت باشم

    ضمنا اگه خواستی در نظر سنجی شرکت کن

    پاسخ:
    سلام.
    چشم حتما.
    من خیلی از شعر سر در نمیارم اما احساس کردم شعرهای جدیدتون خیلی از شعرای قدیمی تون بهتره!!! حداقل نظر من اینه
    پاسخ:
    سلام. ممنون از اینکه نظر دادید. اینکه رو به پیشرفت باشم خیلی خوبه.
  • دبیر کانون ادبی خوشه
  • با سلام و سپاس از همراهی شما.
    ای کاش افتخار می‌دادید و در نشست های هفتگی کانون ادبی شرکت و آثار خودتان را در این نشست ها قرائت می کردید. بدین ترتیب با مجموعه‌ای از نظرات کارشناسی و پیشنهادات بسیار ارزنده از سوی دانشجویان و کارشناسان روبرو می شدید و البته اثرتان به شکل مؤثرتری دیده می‌شد.
    حضور در نشست ها و برنامه های کانون ادبی خوشه رایگان و برای همه بلامانع است.
    موفق باشید.
    پاسخ:
    سلام. ممنون از دعوتتون. خوشحال میشدم میتونستم در اون کانون شعرهام رو قرائت کنم و از نظرات کارشناسی اعضای آن بهره مند میشدم. ولی من ساکن تبریز هستم و امکان شرکت در جلسات آن کانون برام میسر نیست. باز هم از آشنایی‌تون بسیار خرسندم.
    موفق و پیروز باشید.
  • پرنده ی رها
  • درود...شاعر...
    پاسخ:
    ممنون.
    سلام خیلی وقت بود که به وبلاگ شما سر نزده بودم .

    ما به طنز نیازمندیم، زیرا هرچه بزرگتر می شویم این آمادگی را 

      پیدا می کنیم که افرادی ترشروی و غمگین شویم، اما بچه ها به

     راحتی می خندند.  زیگموند فروید
    پاسخ:
    سلام.
    ممنون از جمله زیباتون.
    امیدوارم همواره شادکام باشید.
    سلام شعر زیبایی بود به نظرمن هیچ ایرادی نداشت و خیلی قشنگ بود.به منم سر بزنین.سپاس
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز. ممنون از لطف شما. 
    درود بر شما واقعا لذت بردم از شعر زیباتون کاملا معلوم ک با احساس عمیق قلبی سروده شده و درکل حال و هوای آدم رو عوض میکنه ب نظرم شخص در هر وضعیت و شرایطی باشه با خواندن این شعرتبسمی بر لباش بوسه بزند هرچند ک تلخ باشه..آرزوی شادکامی و موفقیت بسیار قلمتون مانا....
    قشنگ بود👏
    پاسخ:
    خیلی خیلی ممنون. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی